امشب ای دنیا منم مسـت و خراب یاد او

در گذر گاه زمان من بید مجنون،  باد او

از کدامین لحظه عــاشق شدن باید نوشت

تاب این دلسوختن باشد اگر، شاید نوشت 

لحظه ای معشـــوق بودم عمری اما عـــاشقم

معبدت این دل ، ببین معبود ِ جان من عابدم 

می نوازم سـاز دل ، آواز مستی را بخوان

گر تویی خالق، برایم راز هستی را بخوان 

چشم دل باید که بیـــــند بالِ  پروازت به شب

لحظه ای باران شدن باید که سازد تاب و تب 

من هراسانم از این تاریکی از این بردگی

برده جان بودن و  پنداری از بی پردگــی 

دست من بر دامنت ای مهر بی همتای من

دست گیری ، نیک میدانم تویی یکتای من 

مصرعی شو تا بسازم یک غزل با شور تو

شعر نو یا یک رباعی  ، مثنوی از نور تو 

آتشی شو تا بسوزد جــــان و دل  با شعله ات

عاشقی کن ،عاشقان را مست کن با بوسه ات 

گر بشــینم رو به رویــــت تا ابد گــویم زتو

چون گلی باشی که تنها یک نفس بویم ز تو

 برگرفته ازhttp://khandan2.persianblog.ir/post/180/:

/ 4 نظر / 17 بازدید
برای بزرگسالان

سایت ما برای بزرگسالان مناسب است. از آوردن اطفال خودداری کنید. متشکرم

مردم در دنیا دو دسته اند: یکی آن کس که در دنیا برای دنیا کار کرد و دنیا او را از آخرتش باز داشت، بر بازماندگان خویش از تهیدستی هراسان و از تهیدستی خویش در امان است، پس زندگانی خود را در راه سود دیگران از دست می دهد. دیگری آن که در دنیا برای آخرت کار می کند و نعمت های دنیا نیز بدون تلاش به او روی می آورد، پس بهره هر دو جهان را چشیده و مالک هردو جهان می گردد و با آبرومندی در پیشگاه خدا صبح می کند و حاجتی را از خدا درخواست نمی کند جز آن که روا می گردد. *امام علی ع-نهج البلاغه حکمت269*

aboozar

سلام دوست عزیزم آپم منتظر حضور پر مهرت هستم[گل]

بانو

مریم جون خیلی ممنون که به من سر می زنی وجود خانم های عاقل و قدرتمند و در عین حال مهربان و با خدایی مثل شما به من روحیه می ده ندیدمت و نمی شناسمت ولی خیلی دوستت دارم[قلب]