شعر زیبا از مریم ملکی (عیسای من مسیح)

دانی مسیح کیست؟

مصلوب عشق خویش

ترسیم یک محبت سرگشته عجیب

انکار ناپذیر

عیسای لحظه های مسیحایی من است

مردی ز جنس سیب

صبری نهفته در نگهش شعله می کشد

یک صبر بی نصیب

صدها غزل به یاد صلیبش سروده ام

آن دستهای خون به کف و قامت غریب

وقتی که مرگ در بر او جان تازه یافت

وقتی که کور از نگهش نور دیده دید

باید چگونه نام نجیبت صدا کنم

محبوب من مسیح

یادم نمی رود که به یادت نبوده ام

جز لحظه ای که خواب دو چشم مرا ندید

احساس می کنم که کنار تو بوده ام

وقتی خدا ز روح خودش در تو می دمید

آرامش تو بر همه نسل های پاک

ای مرد مهربان من

عیسای من مسیح

 

/ 2 نظر / 214 بازدید
سعید

خیلی ممنون