غزلی زیبا از حافظ

پیش از اینت، بیش از این اندیشۀ عشّاق بود

مهرورزی تو با ما، شهرۀ آفاق بود

یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان

بحث سرّ عشق و ذکر حلقۀ عشّاق بود

پیش از این، کاین سقف سبز و طاق مینا بَرکِشند

منظر چشم مرا، ابروی جانان طاق بود

سایۀ معشوق اگر افتاد بر عاشق، چه شد

ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود

حُسن مهرویان مجلس، گرچه دل می برد و دین

بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

شعر حافظ* در زمان آدم، اندر باغ خُلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

/ 5 نظر / 12 بازدید
h.g

[دست][دست] ما همیشه عادت کرده ایم که در سینه ی مردان شمشیر به دست، قلبی از قساوت و سنگ ببینیم،و صاحبان عشق و محبت و عاطفه را در زنجیر و ناتوان.

h.g

با اجازه لینکتون کردم [گل][گل][گل]

هستي

[گل][گل][گل]